لطف على سليمى
39
كهكشانها در قرآن ( فارسي )
در خاتمه منظور از اين همه استدلال وانذار به خاطر آن بود كه انسان جهت رستگارى در دنيا ودر زندگى ابدى حقايق را شناخته وخلاف دستورات وقوانين الهى عمل نكنند وبه واسطهء اعمال صالحش در آخرت به سعادت جاويدان دست پيدا كند ، وإلّا انسان از نظر خداوند چه صالح وچه كافر باشد از عظمت وملكوتيش كم وزياد نمىشود . البتة خداوند سعادت انسان را مىخواهد . 36 - فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ ، بنابراين تمام حمد وستايش موجودات عالم هستى مخصوص خداوند است . چون أو پروردگار همه اجرام كل آسمانها وپروردگار زمين وپروردگار تمام عالمها وعالميان است . يعنى خداوندى كه تمام عالم هستى را به وجود آورده پس حمد وسپاس فقط براي خود اوست وأو پديدآورنده وپرورندهء تمام عالمها با تمامى عالميانشان است وهمه وهمه چيز از آن اوست . پس أو نيازى به نيك وبد بودن بندگان اين دنياي خاكى در مقابل ميليارد ميليارد عالمهاى ديگر وموجودات ديگر ندارد . واگر بشر را دعوت به اعمال نيك وامر به معروف ونهى از منكر مىكند ، صرفا براي سعادت خود انسان است . وخداوند مستغنى از عبادت وبندگى هر انسان است وعظمت أو بالاتر ووالاتر از آن است كه نياز به عبوديت واعمال نيك انسان داشته باشد . 37 - وَلَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ . وبراي اينكه تمامى عظمت وكبريايى در سماوات وزمين وآنچه كلمه هستى در آن بكار مىرود جميعا از آن خداوند است . براي اينكه أو عزيز وغالب وپيروز وحكيم مطلق است . با توجه به اينكه در اين گفتار هم كه به ظاهر حالات ووضع حال مجرمين ومستكبرين ومنكرين در قيامت را توصيف مىكند ، ولى در قالب اين گفتار چگونگى خلقت وتكوين عالم هستى را به ميان كشيده وانسان را از نحوهء ايجاد كل سماوات وزمين وموجودات زندهء آنها با خبر مىسازد . أول اينكه نام مبارك خود را سه مرتبه با كلمهء جلالهء « ربّ » معرفى مىكند .